تبليغاتX
ساکورا


ساکورا

اجتماعی

چه نقشها که برانگیختیم و سود نداشت           فسون ما بر او گشته است افسانه

نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 0:10 توسط میثم افشاری| |

نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 16:24 توسط میثم افشاری| |

  • دو پسر جوان، یک دختر ،مستی ،تویوتای هایلوکس ،سرعت ،سقوط. اگه پراید بود میمردن ! از من سبقت گرفتن همین یکساعت قبل!
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 23:40 توسط میثم افشاری| |

هیچ شب قدری به اندازه شبهای احیا کوی دانشگاه بهم نچسبید. یادش بخیر! یاد مسجد کوی بچه های نجیب دانشجو و البته آیت الله امجد!
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 0:9 توسط میثم افشاری| |

از خر شیطان که پایین آمد همان فرشته همیشگی بود!

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 14:46 توسط میثم افشاری| |

بهم گفت دهاتی. فکر که میکنم میبینم همچین بیراه هم نگفته!

نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 16:17 توسط میثم افشاری| |

جیبت که خالی باشه دنیا با تموم بزرگیش واسه آدم تنگ میشه. تا حالا تجربه کردید؟
نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 22:43 توسط میثم افشاری| |

همین چند شب پیش داشتم فکر می کردم چقدر سریالهای ما شبیه فیلمهای آمریکاییه. میگید چرا ؟ عرض می کنم. سریالهای ما همش مثل اونها می خواد این موضوع را القا کنه که همیشه یه چیزی داره مارو تهدید میکنه یا یه دستهای پشت پرده هست که می خواد خرابکاری کنه یادر کار ما ایرانی ها اخلال کنه عین فیلمهای آمریکایی. بخدا من یکی که دیگه خسته شدم. بابا ما آ ر ا م ش م ی خ و ا ه ی م!
نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 19:26 توسط میثم افشاری| |

سه شب اول که سه تا کاندیدای غیر آقای رییس جمهور در مورد برنامه هاشون صحبت کردند به نحوی هر سه دغدغه مشترک داشتن که دو تای آنها همین بود: محصولات ایرانی در انبارها مانده من جمله چغندر و محصولات در بازار راه یافته خارجی مثل پرتقال مصری و ضرورت حفظ حریم خصوصی مردم و لغو گشت ارشاد. خدا ختم بخیر کند!
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 18:0 توسط میثم افشاری| |

خواب

       تلویزیون

                  مجله

سه هووی او بودند.

بیچاره زن تنها!

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 20:1 توسط میثم افشاری| |


Design By : Night Skin